همهچیز با یک معاملهی معمولی شروع میشود: فروشندهای کتابهای کمیاب به نام ژوزف کارتافیلوس ترجمهی ایلیاد اثر الکساندر پوپ را به شاهزادهخانمی به نام لوسینژ میدهد و در آخرین جلد این مجموعهی ششجلدی، دستنوشتهای پیدا میشود. داستان کوتاه «نامیرا» (El inmortal) نوشتهی خورخه لوئیس بورخس از همین دستنوشته بیرون میآید. بورخس آن را نخستین بار در فوریهی ۱۹۴۷ در مجلهی «آنالس د بوئنوس آیرس» منتشر کرد و دو سال بعد در ۱۹۴۹، بهعنوان نخستین داستان مجموعهی «الف» (El Aleph) چاپ شد. متن پیداشده روایت مارکوس فلامینیوس روفوس است، سربازی رومی در زمان امپراتوری دیوکلتیانوس. او از زندگی نظامی دلسرد شده، لژیونش را ترک میکند و به جستوجوی «شهر نامیرایان» میرود؛ شهری افسانهای که جایی در بیابانهای آفریقا پنهان است. شهری که روفوس سرانجام با آن روبهرو میشود هزارتویی است که با تصویر اولیهی او فاصلهی زیادی دارد. اما سفر او به همینجا ختم نمیشود. روایت از قرنها میگذرد و راوی را به نقطههایی میبرد که در آنها میدان جنگ استمفورد بریج، نسخهبرداری از سفرهای سندباد و خرید همان ترجمهی ایلیاد در آغاز قرن هجدهم کنار هم قرار میگیرند. تاریخ در این داستان خط مستقیمی نیست، بلکه مسیری است که یک نفر آن را بارها و بارها طی میکند.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .